خرید بک لینک
جهانمصیبت های زیادی به خود دیده!جنگ های هولناک،ظلم های بی شمار!اما باز همقاصدک، پیغامبری می کندو آفتابگردان، روشنگری!نه برفی بر زمین می ماند ونه آفتاب همیشگی ست...ببین از چه راهی آمده ای!زخم های امروزت،عمیق تر ازرنج های دیروزت نیست...به آسمان که نگاه کنی،باز هم راه تازه ای خواهی یافت.نازنین جهانگیری + نوشته شده در دوشنبه پنجم دی ۱۴۰۱ ساعت 13:24 توسط  | 

برچسب: نویسنده: مهدی رحیمی تاريخ: پنجشنبه 8 دی 1401 ساعت: 21:56

یکی از مهم تریم مسائلی که اکثر ماها هنوز خوب یادش نگرفته ایم، بروز احساساتمونه.مثلا از یه نفر دلخوریم و اون یه نفر ما رو به مهمونی دعوت می کنه، بهش میگیم میایم، اما نمیریم!فکر می کنیم اگه اون فرد رو منتظر بذاریم یا جواب پیام و تلفنش رو ندیم، متوجه میشه ما ازش دلخوریم و اینجوری تنبیه ش کرده ایم.در حالی که می تونیم خیلی ساده بهش بگیم: به خاطر فلان ماجرا ازت دلخورم و واسه ی همین نمیام!شاید اصلا اون آدم یه حرفی بزنه و دلیلی بیاره که دلخوری ها برطرف بشه.کسی به ما یاد نداده وقتی عصبانی هستیم، عاشقیم، دلتنگیم، دلخوریم و خلاصه هر احساسی داریم، ساده و انسانی بروزش بدیم.جسارتِ بروزِ درست و ساده ی احساسات، بزرگ ترین شجاعت و بزرگ ترین سطح از خودمراقبتی و ارزش دادن به خوده!احساسات ابراز نشده ی ما روی هم جمع میشن، بالاخره یه روزی فوران می کنن و بیشتر از هر کس، به خود ما آسیب می رسونن.پس یکی از راه های دوست داشتن خود، اینه که: احساساتمون رو بپذیریم و درست و به جا ابرازشون کنیم.نازنین جهانگیری + نوشته شده در دوشنبه پنجم دی ۱۴۰۱ ساعت 13:38 توسط  | 

برچسب: نویسنده: مهدی رحیمی تاريخ: پنجشنبه 8 دی 1401 ساعت: 21:56

فکر می کنم اصالتِ خنده هایت،

برمی گردد به دوران ماقبل تاریخ!!

همان جا که بشر

برای ادامه ی حیات پرمشقت ش انگیزه ای یافت!

شاید *عشق* درست از همان لحظه کشف شد

کسی چه می داند؟

نازنین جهانگیری

+ نوشته شده در دوشنبه پنجم دی ۱۴۰۱ ساعت 13:44 توسط  | 

برچسب: نویسنده: مهدی رحیمی تاريخ: پنجشنبه 8 دی 1401 ساعت: 21:56

صفحه بندی